بسم الله الرحمن الرحیم



وقتی یک اتاق کوچک دو در دو با چراغ های روشن و یک زیارت عاشورای ساده و مداحی سید محسن بدون میکروفن و سینه زنی آرام دو دقیقه‌ای کنار ده دوازده تا دلِ صاف، بغضی را که تمام این هفت شب هیئت در گلو داشتم، به سادگی می‌شکند. دیگر باید باور کرد که مجلس تو را نه به طول روضه‌هایش می‌سنجند و نه به عرض هیئتش؛ که ارزش مجلست را تنها به عمق چشم های آدم‌هایش باید سنجید.

یادم نمی رود حرف حاج محمد را که میگفت اشک یک نشانه است؛ نشانه ای برای پاک شدن دل، نشانه ای برای این که بفهمیم ابی‌عبدالله(علیه السلام) به دلمان نظر کرده است.

یادش بخیر؛ آن روزها چه ساده این نشانه‌های حضورت را می‌یافتیم! کافی بود به سلامِ آخرِ زیارت عاشورا برسیم تا نگاهمان کنی...